واقعا قدیما همه چی ی حس دیگه داشت برف ریختناش بهاراش رمضوناش... زندگیا رفت و آمداش همه چیزش یه حس دیگه داشت نمیدونم ما بچه بودیم و فرق داشت یا همه چی عوض شد و این شدیم...
ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...
همه گویند به امید ظهورش صلوات کاش که این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات🤲🏻💝راستی از برف ۱۴۰۱ چند سال میگذره؟!🫠 با تکه های پیکرمان، با گیسوان دخترمان، میخواستید چه کار کنید؟! ما زنده ایم مثل امید این چند روزه را بروید به کشتن افتخار کنید! تازه وارد نیستم تعلیقم کردن آندرستن؟!🤨 برا حاجت رواییم یه صلوات میفرستی؟!🙃🌱
اره یادش بخیر شیر مثلثی و بستنی زی زی گولو و جمعه ها هم فیتیله ....
اصلا رویایی بود ما تو روستاییم اینقد شلوغ بود همه در خونه هاشون نشسته بودن بعدظهرای تابستون شبا شب نشینی دوستا میومدن خونه ما اصلا حتی تلویزیون فیلماش فرق داشت اون زمان! یه حس عجیبی داشت الان اکثر اون آدما مردن خونه ها متروک بچه ها رفتن دنبال کار
ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...