تقریبا از وقتی یادم میاد باهم بودیم
تا همین پارسال سر ی داستانایی بحث کردیم و رابطمون سرد شد
خرداد ماه امسال تولدش بود بهم پیم داد که تولدمه هیچکس نمیاد حداقل تو بیا تا باهم تولدمو جشن بگیریم که منه احمق قبول نکردم..
دقیقا یک ماه بعدش تو کمد دیواری اتاقش خودشو دار زد و من خودم طناب دارشو با دستام باز کردم
اون صحنه وحشتناک هنوز جلو چشامه بهش که فکر میکنم دستام میلرزه
دوستم میخواست با ی پسره نامزد کنه که خانواده پسره مخالف بودن و نشد
دوستم بجز مشکلات خانوادگی عاشق این پسره ام شده بود
ی دوست صمیمی دیگه ای ام داشتیم ک کاملا خبر داشت از این ماجرا
که چند روزیه فهمیدم همون دوستمون با اکس دوستم که بخاطرش خودکشی کرده نامزدی کرده..
چطوری اخه
باورم نمیشه اصلا.. مگه میشه انقد سنگ دل