امروز رفتم خونه مامانم خواهرم اونجا بود ک باهاش بریم کافه ای چیزی
چون امروز به شدت سرد بود ترسیدم بچمو ببرم همرام
(همیشه میبردم)
اونجا میخواستم یکم سروضعمو مرتب کنم
کت کوتاه پوشیده بودم موهامم باز با شال
مامانم شروع کرد که اینجوری نری
اه اه
زشته اینطوره اونطوره
از خدا بترس
افسردگی گرفتم بس تذکر داد یه پافر از رو روکت پوشیدم دهنش بسته شه اومدم بیرون(فک کنید کتم از این بامبرا بود)رفتیم کافه و اومدیم ولی میگرن گرفتم😭خوش بحالتون ک ننه خدا نترس دارید