بچه ها لطفا اون کسانی که به مسائل ماورایی وارد هستن نظر بدن ببینین من یه سوالی در مورد تله پاتی دارم بچه ها تو تله پاتی اگه طرف مقابل احساس ناراحتی یا عذاب وجدان داشته باشه و ناراحت باشه و حتی گریه کنه ک....و ما هم مدتی از اون شخص اطلاع نداشته باشیم آیا اون شخص میتونه از طریق تله پاتی این احساسات رو به ما انتقال بده
من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بیبی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنسها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊
همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بستهبندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.
در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بیبی لایف سفارش میدم 💜👶🏻
بستگی داره حس خودت قوی باشه ب نظرممثلا من خودم ی نفردی هست هروقت حالش بده یا خوابشو میبینم یا حس میک ...
ببین شاید باورت نشه ولی منم دقیقا همینطورم ببین یه خواستگاری داشتم یه ظلمی در حقم قبلا کرده بود همین امسال کاملا احساس ناراحتی و تنهایی و عذاب وجدانش رو درک میکنم جتی یه چیز جالب خودم حس اون فرد رو انگاری تجربه میکنم و داشتم گریه می کردم و اشک میریختم انگاری حس اون آدم که داشت تجربه تش میکرد هم بهم انتقال داده شده بود
پشمام منم همینمهم تو خواب حس میکنم هم واقعیتگرفتی چی میگم پس.
ببیت آره دقیقا مثلا تو همین تابستونی بهم زنگ میزد و اینا به تالار مسائل کاری اونم تو زمانهای وقت و بی وقت و بد واقعا و بعد من یه بار عصبانی شدم ک بهش گفتم من کاملا احساس تنهایی تو رو تجربه میکنم برا همینه که تو بدترین ساعات زمانی از نظر ترس از تنهایی بهم زنگ میزنی و اینا تو آدم تنهایی هستی بعدش خودش گفت آره درست میگی دقیقا همینطوره
پشمام منم همینمهم تو خواب حس میکنم هم واقعیتگرفتی چی میگم پس.
بعد تازه جالبیش به اینه که من این سری داشتم حتی تجربه عذاب وجدان اون فرو نسبت به خودم و احساس غمش رو تجربه می کروم و گریهکردم و اشک ریختم لحظاتی رو حتی
ببین حتی یه بار من یه پسری از من خوشش میومد بعد طرف دقیقا نشون نمیداد و حتی با حالت عصیانی هم سرکار بود با من من کاملا حس اون پسره و فکرش رو تجربه میکردم کا منو دوست داره و تنها هم انگاری زندگی میکنه و دوست داره آخر روز که برمیگرده خونه من رو کنارش داشته باشه ولی نمیتونه ابراز علاقه کنه و از من توجهی ندیده برا همین عصبانی میشه و اینا بعد اصلا هم پسره بروز نمیداد ها ولی من حس و انرژی ذهن اون پسر و گرفته بودم بعد یه بار اتفاقی از طرف یکی از دوست و همکارای پسره شنیده بودم که از زنش جدا شده و تو خونه شخصی خودش تنها زندگی میکنه و اینا