سلام, مامان من چندسال بود که بهشدت مریضی روحی روانی شده بود, حتی چندبار شوک الکتریکی بهش میزدن, باز خوب نمیشد.. یکی آدرس یه آیینه بین رو داد گفت برید پیشش شاید برای مادرتون جادو کردن.. گفتن باید یه بچه نابالغ تووی آیینه نگاه کنه, من اون موقع کوچیک بودم,, آیینه رو جلوم گرفتن ,تووی چشم راستم دیدم که یه پیرمرد بیل روی دوشش هست وداره میره داخل خونه اش ,,خونه اش کنار یه حسینیه برد که داشتن تعمییر میکردن و من حتی خاک وآجرها رو هم تووی آیینه میدیدم.. البه من اون پیرمرد رو میشناختم ولی نمیدونستم چیکاره هست,, بعدا فهمیدم که اون واسه مردم جادو میکنه,, خلاصه از همون روز حال مادرم خوب شد و دیگه نه قرص و نه دکتر اعصاب رفت..