پول بود،رستوران و بازار زیاد میرفتیم،پارک هم میرفتیم،یادش بخیر شهر بازی هم زیاد بود چقدر هم شلوغ بود.کلا همش بیرون بودیم،صفا و صمیمیت بین آدما بیشتر بود،خونه های هم رفت و آمد میکردیم چقدر خوب بود.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه میگم چه طوری زندگی میکردیم الان دو هفته نت خارجی نیست خسته و افسرده شدیم
اون موقع که نت نبود این همه وقت خالی هم نبود خیلی کارا دستی انجام میشد قدرت اقتصادی بیشتر بود و رفت و آمدها هم بیشتر نه مثل حالا که وقت هست ولی دیگه پول و...نیست
میان استخوانهای خرد شده ایم اما امید تقلا میکند برای روییدن...🤍🌱🕊️