با کمک مادرش بهم خیانت کرد با دخترخالش.
میرفتم خونه ی مامان بزرگه وقتی خارج بودن اونا.
با همکارش که افغانی بود و بزرگتر از من و خودش بودم خیانت کرد
کتک و اینام که کار همیشش بود
صدای بلند و داد و خودزنی هم عینننن باباش بود.
توجه کنین من بهش میگفتم هوس موچی کردم،نمیخرید
بعد تو گوشیش دیدم با ده تا از دخترای همکارش یه گروه تو تلگرام زدن اسم گروهه موچی خوری بود، هفته ای یبار باهم جمع میشدن موچی میخوردن
و جاابه بدونین شوهر سابقم تو حموم زنونه یا سالن کار نمیکرد ولی همیشه تو گروها تنها مرد اونجا بود😂
۴ ماه بعد از جشن عروسی ،کادوی یه دختر به اسم مریسا رو لای تشکای مهمان تو کمد پیدا کردم
اونموقع تو پروسه جدایی بودیم و هی نشاور میگفت بهش فرصت بده 😂
پبشت اصن اونقدر خیانت کرده بود یادش رفته بود کادوی این یکیو جا گذاشته 😂
و کلی اتفاقای دیگه...
حالاااا که مثل آشغال انداختمش دور، هر هفته و هر روز به بهانه های مختلف میاد سر خرفو بار کنه
یبارم گفت بیا رجوع کنیم،مادرمم خیلی دوس داره برگردیم بهم😂
بعد من متوجه شدم بکی از پسرای مجرد و خوشتیپ و مولدار از سمت مادرش، که آرزوشون بود بیاد خواهر شوهر سابقمو بگیره، رفته شماره منو ار پدرشوهر سابقم بگیره و کسب اجازه کنن که بیان سمت من برای خاستگاری!!!
حالا سر همین مامانه پس بهش گفته برو آشتی کن باهاش 😂😂😂
امروز صبح هشت بار زنگ زد بهم محل سگ تذاشتم بعد تو پیام تا میخوردددد به خودش و هفت جدآبادش فحش دادم و شستمش
چقدر آخه تو و خانوادت عوضی و شغالین
واقعا فکر کردبن من یه تار موی گندیدمو دستتون میدم باز؟!
همونموقعم همه میگفتن از سر این پسر و خانوادش زیادی من چون دوسش داشتم و ۲ سال دوست بودیم و ۷ سال عقد و نامزد موندم باهاش و وابستش شده بودم نمیدیدم جیکار دارم میکنم با خودم.
الان چشمام باز و مغزم خوب داره کار میکنه.
یه خاستگار نداشتم تا الان که جدا شده باشه، همه مجرد و به شدت سطح بالاتری دارن از اون آدم و خانوادش، دو تاشونم خاستگارای دوران مجردیمن که با مادراشون عاشق ازدواج باهامن
و الان مادرشوهر سابق و خواهرشوخر سابق و همسر سابقم دارن آتیش میگیرن چون از بقیه میگیر احوالمن
دوس دارن برگردم تو اون جهنمی که ساختن واسم.
آره بشینین تا برگردم بی خانواده ها