خون ها زمین بکرد پر لاله پر از شرر/محشر به پا شده همه شدند بی خبر
گلی نماند به باغ زمین،سرو باغ بماند/باغ را گرفته گل همه پرپر،دگر نماند
دستی بچید همه ی سمن ها ز ریشه ها/جایی ببرد و انباد که کند زیر تیشه ها
بادی که برده بوده تن گل به غارتی/دنبال انتقام گل است دم به ساعتی(سروده ز.ص)