2777
2789
عنوان

قبل‌ازدواج

139 بازدید | 3 پست

سلام وقت بخیر دوستان منبا ی آقا پسری توی محل کار آشنا شدم

من کلا ب خاطر بی اعتمادی که ب آقایون داشتم همه رورد میکردم ایشونماول رد کردم بعد دیدم تلاش میکنن وواقعا عیبی نداشتن گفتم باهاشون آشنا بشم

توی این ۹ ماه دوستی خاطرات خیلی خوبی داریم تجربه های بدی ام داریم ایشون از لحاظتوجه ب من خیلی خوبن که ی وقتایی متوجه شدم دوستام میگن ت اعتراض نکن بهت توجه میکنه با این حال ک ی مدت بیکار شده اما باز ام برای تولد من انگشتر طلا خرید هر چند وقت یبار گل میخره برام امروز خرید

فوق لیسانس دارن سربازیشم رفته وفقط منتظر ی استخدامی خوبن ک برن استخدام دولتی با حقوق خوبی بشن حتی دوتا ازمونمداده

مشکل ما الان سر ی مسئله آیه ک خیلیم راجبش باهمصحبت کردیم

اینکه ما از همون دوماه اول رابطه وقتی نزدیک هم میشیدم وبوس وبغل صورت میگرفت یواش یواش باعث شد همدیگه رو بدون د.وخول ار.ضا کنیم مثلا اوایل از روشلوار و...اینم بگمنهمننه ایشون رابطه اینجوری نداشتیم ... و هر سری صورتمیگرفت وایمیستادیم صحبت میکردیم باهم وتصمیم میگرفتیم که دیک انجام ندیم اما بازم هم سری بعد ک همو میدیدیم کنترل از دستمون خارج میشد وصورت میگرفت حتی خودشونم یبار گفتن کاش از اول نشده بود ک اینجوری نشه و در رابطه با رابطه کامل و دخ.ول گفتن من خودم برنامه دارم برای شب اول ازدواجمون و اینا

دیگ بار آخر ی دعوای بدی کردیم وحدود ۱ ماهی بود هروقت همو میدیدم سعی میکردیم زیاد ب هم نچسبیمکه ب قولا تحریک زیادی نشیم ایشون ب من یکیدوبار ت بحث گفتن من خودمو دیگ خیلی سانسور میکنم ...دیگ گذشت تا دیروز همو دوباره دیدیم بعد من دلتنگشون خیلی بودم از همل.ب گرفتیم واینا وبازم ار.ضا کردن هم ب صورت گرفت

موندم توش والا از ی طرف بخاییم نداشته باشبم یجوریه داشته باشیمقبل ازدواجم یجوریه

اینم بگم من ایشون رو امتحان کردم برا ازدواج و یه سری گفتم پدرم فهمیدن رابطمون رو میگه ب پسره بگو بیاد منم گفنم بیا ساعت ۸ شب اومد دم خونه من گفتم بهش ک شوخی کردم برو و اینم بگم چند نفر از خانواده های ایشون خبر دارن مثل زن عموو خواهر و مادر و.. وهمچنین چند نفر از خانوداه های من

خودشون گفتن ی شغل خوب داشته باشم بازم میشه بیام و الان اینجوری بخام بیام پرچم ت و خودم میاد پایین نمیخام حرفی پشتمون باشه

میدونم قبل ازدواج چه ایشون چ من نمیزاریم چیز کامل صورت بگیره اما چون نداشتم این چیزا خیلی بهم غیر معمول میاد اما دوستشم دارم

کنترل از دستتون خارج نمیشد کاملا با اختیار انجامش میدادید وگرنه جا عمومی و بیرون قرار میذاشتین این یک

دوم اینکه میگی خوبه در حدی دوسش داری ک باهاش رابطه داشتی بهش زمان بده شغل خوب پیدا کنه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز