از چیزی که میترسیدم سرم اومد
یه پرونده بسیار مهم داشتم که طلاقم بهش بستگی داشت
تا یه جایی خودم با موفقیت اوردم جلو پرونده رو ، امروز جلسه رسیدگیبود سپردم به یه وکیل ، مرتیکه به خودش زحمت نداد بره پرونده رو مطالعه بکنه آمادگی پیدا بکنه بره دفاع، به منم اجازه نمیداد بهش توضیح بدم میگفت مهم نیس این چیزا ، با اطمینان گفت خیالت راحت چیز سختی نیس از پسش برنیام ، رای روگرفته بدون
امروز رفته برا سر جلسه برا دفاع ، کلی سورپرایز شده ، چیزای جدید دیده تو پرونده 🙂
دست از پا درازتر اومده
الانم جوابمو نمیده
توروخدا بگید الان من چیکار کنم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭