2777
2789
عنوان

خواستگار سمج

226 بازدید | 21 پست

یک سال و نیم پیش یکی از اقوام دور پدریم منو برای پسرشون خواستگاری کرد و من بابت سن کم، ظاهر و همینطور مذهبی بودن پسر و خانوادش رد کردم

از اونموقع مادر پسر چندباری به مامانم زنگ زده و اصرار میکنه که یک بار حضوری با پسرشون صحبت کنم شاید نظرم عوض شد و یکی دو هفتس خیلی پیگیره

مادر و خواهرمم میگن برو ببین شاید نظرت عوض شد ولی من اصلا از این سبک آشنا شدن خوشم نمیاد اگه واقعا قصدش جدیه چرا خودش قدم پیش نمیذاره و مادر خواهرشو میفرسته جلو از یه طرفم میگم شرایطش خوبه روش فک کنم😐پسر دانشجوی پزشکیه و کلا یک سال ازم بزرگتره وضعیت مالیشم خوبه خونه و ماشین مستقل داره و یه واحد تجاری که به اسم اینه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اگه من جای شما بودم میرفتم آشنا می شدم ولی نه به منظور اینکه ۱۰۰ درصد اوکی

قیافه مثلا به شخصه واسم مهم نیست همین که تمیز و اتو کشیده باشه اخلاقشم باهام کنار بیاد خوبه

بنظرم بد نیست شما هم باهاشون آشنا بشین ببینین چطوره

خانواده خودت مذهبین؟ میپسندن این سیستم آدمارو؟ به نظرم صحبت در حد یک جلسه اشکالی نداره اگه خوشت نیوم ...

مادر و پدرم اره مذهبین و میپسندن من اصلا نمیتونم

اونام دختر و عروسشون محجبن مادرم در مورد من بهشون گفته ولی میگن اوکیه:/

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز