سلام
توی جامعه بسته و فکر منفی ما متاسفانه درباره زن مطلقه و زنی که تنها زندگی میکنه هزار و یک حرف میزنن و توی زندگیش فضولی میکنن که کی میره و میاد
من تنها زندگی میکنم و خونه ام روبروی محل کارمه . روبروی مغازه
توی محیط تجاری که ملی مغازه اطراف هست
همه چی اوکیه
اما ی مرد هست مث خود طاهره خانم
تریاکی و چشم چرون و آمار همه رو درمیاره . صبح ک میاد مغازه از همه میپرسه کی چی کار کرد و کی رفت کجا
من ک مشغول بکار شدم تیز کرده بود واسم و همش تو مغزه میومد چن بار به کارفرمام گفتم بابا من هنوز از شوهرم طلاق نگرفتم این چی میخاد برو بش بگو رفتارشو درست کنه
بنده خدا حق رو ب من داد اما میگفت نمیتونم چیزی بگم اینا بیمارن و فردا میگن چیزی بنشون هست که داره ازش دفاع میکنه
منم سکوت کردم گفتم ولش کن من که میخام برگردم شهرم بذار هر فکر بکنه
خلاصه من طلاق گرفتم بعد اومدم ی خونه گرفتم روبروی خونه
اومد دوباره دورم بش گفتم آقا شما برادر محترم من هستید
از روزی ک من اینو بش گفتم 3 سال میشه هر کاری فکرشو بکنید کرده
فحشم داده
گذاشته فحش ناموسی بهم بدن
تازگی ی پسره هم اومده تو محله شیشه ایه اونو اجیر کرده میاد می ایسته در خونه ام
نمیشه با معتاد جماعت دعوا کرد چون مزخرفن
نمیدونم چکار کنم
کارفرمام دیروز باهم بحثمون شد گفت نمیشه برم بش بگم ناراحتی برو