رمان و فیلم متفاوت داستان فعلا محبوبه سرعقد گفت نه و اصلان دعوا گرفته و تموم شد
.. و
توی رمان محبوبه زن رحیم نجارمیشه و پدرش طردش میکنه و بجای جهیزیه ی خونه کوچیک و مغازه میده بهش
خلاصه رحیم بعد گذشتن خرش ازپل شروع ب خیانت و زدن محبوبه میکنه و میگ خونه و مغازتو ب نام من کن
محبوبه ی پسرمیزاد و باز حامله میشه پسرش تو سن کم توی حوض همسایه غرق میشه بخاطر بی احتیاطی مادرشوهرش و مادرشوهرشم خیلییی خون ب دلش میکنه
بعد رحیمم انقد محبوبه رو میزنه بچه تو شکمش هم سقط میشه و دیگ میگن حامله ام نمیتونه بشه ک دیگ محبوبه طاقتش طاق میشه و فرارمیکنه خونه باباش طلاقشو میگیره و زن سوم منصور میشه و عاشق منصور و منصورم ب عشقش میرسه بالاخره