2777
2789
عنوان

بامداد خمار

117 بازدید | 16 پست

تهش چی میشه من کمو بیش کلیپ هاشو دیدم هرچنپ از این ژانر که محوریتش یه دختره و چند تا پسر آویزون خوشم نمیاد

با اصلان عروسی کرد یا منصور و نجار

تهش چی میشه لابد اصلا خیلنت میکنه برمیگرده پیش منصور؟

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت.. در گذر زمان.پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...کاربر 🔵 

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

راستی این چندهفته اومده بامداد خمار؟

کاربری دست هزارنفرهه👀پروفایلم یه گربه بود که روی تخت خوابیده بود🐱🐈_از الان میخوام برای آینده م بجنگم، برای یه خیال راحت، برای آرامش۱۹خرداد۱۴٠۴✨

من کتابشو خوندم با رحیم ازدواج میکنه بعد از پنج سال میبینه به دردش نمیخوره با بدبختی ازش طلاق میگیره ...

فکر کنم گفته بودن با کتابش فرق داره

کاربری دست هزارنفرهه👀پروفایلم یه گربه بود که روی تخت خوابیده بود🐱🐈_از الان میخوام برای آینده م بجنگم، برای یه خیال راحت، برای آرامش۱۹خرداد۱۴٠۴✨

محبوبه سر سفره عقد با اصلان بود که یهو اون جعبهکه رحیم نجار درست کرده بود چشمای محبوبه رو منبت کاری کرده بود رو دید و یهو گفت نه من ازدواجنمیکنم بعد رفت پشت بوم قایم شد

اصلان اعصابش ک.....ری شد زد همه چیزو پوکوند بعد بابای محبوبهو عموش رو قهوه ای کرد 😧🤣

رمان و فیلم متفاوت داستان فعلا محبوبه سرعقد گفت نه و اصلان دعوا گرفته و تموم شد

.. و

توی رمان محبوبه زن رحیم نجارمیشه و پدرش طردش میکنه و بجای جهیزیه ی خونه کوچیک و مغازه میده بهش

خلاصه رحیم بعد گذشتن خرش ازپل شروع ب خیانت و زدن محبوبه میکنه و میگ خونه و مغازتو ب نام من کن

محبوبه ی پسرمیزاد و باز حامله میشه پسرش تو سن کم توی حوض همسایه غرق میشه بخاطر بی احتیاطی مادرشوهرش و مادرشوهرشم خیلییی خون ب دلش میکنه

بعد رحیمم انقد محبوبه رو میزنه بچه تو شکمش هم سقط میشه و دیگ میگن حامله ام نمیتونه بشه ک دیگ محبوبه طاقتش طاق میشه و فرارمیکنه خونه باباش طلاقشو میگیره و زن سوم منصور میشه و عاشق منصور و منصورم ب عشقش میرسه بالاخره

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه
محبوبه سر سفره عقد با اصلان بود که یهو اون جعبهکه رحیم نجار درست کرده بود چشمای محبوبه رو منبت کاری ...

بعد این دیگه نیومد بیرون؟

کاربری دست هزارنفرهه👀پروفایلم یه گربه بود که روی تخت خوابیده بود🐱🐈_از الان میخوام برای آینده م بجنگم، برای یه خیال راحت، برای آرامش۱۹خرداد۱۴٠۴✨

من کتابشو خوندم با رحیم ازدواج میکنه بعد از پنج سال میبینه به دردش نمیخوره با بدبختی ازش طلاق میگیره ...

اوه چه جالب

منصور چرا دیگه دو تا زن گرفته بوده تو فیلم ادم موجهی نشونش میدن

یاد رمان برمک افتادم

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت.. در گذر زمان.پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...کاربر 🔵 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792