دلوین کوچولوی من....
تو قشنگترین شعر خدا هستی که با اومدنت، زندگی من قافیه پیدا کرد. وجودت انقدر لطیف است که انگار از نور بافته شده ای، و من هر لحظه ترس این را دارم که مبادا نفسهایم تو را برهم بزند.
توت فرنگی کوچولوی من، بذری از مهتاب در قلب من کاشته ای و اکنون قد میکشی و عطرت همه ی وجودم را پر کرده. بودن با تو، مثل این است که پس از سفری طولانی در کویر، به چشمهای زلال رسیده باشم و تشنگیهای دیرینهام را فراموش کنم.
تو یادآوری هستی که زیبایی خالص هنوز در این دنیا جاریست. تو بهترین بخشِ من هستی، شعری ناتمام که هر روز با نگاهت یک بیت تازه به آن اضافه میشود.
عزیزتر از جانم، تا آسمان بالای سرت است و زمین زیر پایت، من هم اینجا هستم تا سایه بانت باشم:)
بمونه به یادگار برای دخترم ؛)🥺✨
مامانی خیلی دوست داره ❤️🙃
«از طرف مامان آلما»