چند وقت پیش رفته بودم بیمارستان آمپول بزنم 😶
موقعی که پرستار میخواست آمپول بزنه دوتا اقا پسر ایستاده بودن پشت پرده تا کار من تموم بشه بعد بیان سرم خودشون رو بزنن
پرستار بهشون گفت برید اونور و پرده رو کشید ولی باز هم دید داشت
موقعی که آمپول تموم شد و پرستار رفت من دیدم که آقا پسر ها مستقیم داشتن نگام میکردن چون تا روم رو برگردوندم دیدم پشت پرده ایستاده داره نیگا میکنه
خاک تو سرشون 🤦😣حالم بده شد