اون جن ک رئیسه بخاطرهمین خیلی زن داره درست یادم نیست 4تا یا 40 تا
اینا ب دختره حسودی میکنن و گاهی اذیتش میکنن توی دنیا خودمون اما رئیسه محکومشون میکنه و اینا
تاجایی ک میخاد بین طایفه هاشون جنگ راه بیوفته
این وسط دختره میگ جسد حامد رو خاک کن گناه داره عذابش نده اونم توی حیاط خاکش میکنه ول یدختره همچنان غمگینه برای حامد ولی کم کم عاشق جن میشه
و خلاااااااصه اون جن ازعشق بخاطر ی زن انسان کناره گیری میکنه از جایگاهش و ازخدا میخواد ادم بشه و تبدیل به انسان میشه و اسمشم میزاره حامد
دختره روح حامد رو توی حیاط میبینه و حامد میگ من بخشیدمتون وفلان و میره
درست یادم نیست چطور ب خانوادش میگن مرده یا همون جای پسرشون میمونه
خلاصه اون جن دیگ قدرتی نداره کامل انسان میشه و بچه دار میشن و بچشونم دخترمیشه ولی قدرت داره ازاینا پنهون کرده و بابقیه درارتباطه و بچهه فکرکنم 7.8سالشه
دیگ میره واسه جلد 2 ک من نخوندم