بچه ها میشه بخونید راهنمایی کنید
دخترخاله ی من حدود دوسال هست عقده همسرش شغلش یه جوری هست که تقریبا تمام وقت ذهنش درگیره، درس میخونه
مثلاً میشه یکی دوهفته یکبار هم نمیاد دیدنش فقط پیام میفرسته دلم برات تنگ شده و از طریق زنگ و پیامرسانا باهاش درارتباطه در صورتی که دخترخالم میگه امکانش هست حداقل نیم ساعت وقت خالی پیدا کنه
مهمونی و تفریح با خانواده میتونم بگم اندازه انگشتای یه دست هم نداشتن بنده خدا هر جا میخواد بیاد تنها هست
پول هم زیاد براش خرج نمیکنه البته الان با توجه به شرایطش زیاد درآمد بالایی هم نداره مثلاً کلا تو این مدت یه بار خرید لباس بیرونی براش کرده
البته خوبی هاش هم بگم دوبار تنهایی مسافرت رفتن سرش به کار خودش هست، مرد مومن و نجیبیه
دخترخاله ام خیلی ناراحته میگه احساس میکنه هیچ چیز این زندگی شبیه به زندگی مشترک نیست باید چیکار کنه حق داره بنظرتون دلگیر بشه یا چی؟
من سعی کردم ارومش کنم ولی وقتی به عنوان دختر خودم رو جاش میدارم میبینم واقعا سخته بنظرتون چجور راهنماییش کنم😢