2777
2789
عنوان

یکم درد و دل بکنیم

103 بازدید | 12 پست

راستش میدونم همه وضعیت زندگیشون پر از دردسر ولی من احساس میکنم واقعا دارم زیر اینهمه فشار له میشم

من از بچگیم کلا اجازه نداشتن تولد دوستان برم

یا لباسی مه میپوشیدم باید تاییده پدرمو میگرفت یا حتی تنها با۱۷ سال سن اجازه ندارن برم بیرون یه مشکلاتی هم هست تو خانواده دعوا کتک کاری عاصی شدم سعی میکنم خودمو خوشحال نگه دارم و بگم اوکی چیز خاصی نیست درسامو بزور میخونم که بتونم معدل خوب بیارم هر زمان اکیپم میخواد بره بیرون مجبورم بهونه بیارم چون از ساعتی که بابام بنظرش میتونم برم بیرون دیر تر یا مثلاً اجازه ندارم فیلم و سریال خارجی ببینم هرچند که اینکارو زیر زیرکی انجام میدم یا کلاسایی مثل موسیقی و رقص اجازه ندارم برم ولی عاشق اینم که برم

واقعاً دارم میترکم گناه من چیه چرا خدا بعضی وقتا یه بعضی از بنده هاش انقدر ظلم میکنه

منم پسر ۱۶ سالم یک دختره ای رندوم تو تلگرام بهم پیام داد گفت اشنا شیم و... بعدش ۱ ماه گذشت بهترین روز های زندگیم بود که یکهویی غیبش زد بعدش پیام دادم تولدش رو تبریک گفتم و ... بلاک شدم خلاصه یک افسردگی نا چیزی هم اون وسط بود

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چقد منیالبته غصه نخور درست میشه یکم سنت بره بالا دیگ خسته میشن من الان ۲۷ شدم دیگ راحتم همشم ب لطف س ...

از طرفیم روی شرکتیم که بخوام برم گیر میده بابام رشته مورد علاقه من انیمشن و خب اصولا یا صدا سیما باید برم یا با استودیو های مختلف بابا منم کلا این محیطارو دوست نداره من کلا برام آیندم مهم میبینم اونم میخواد ازم بگیره دیگه واقعاً احسای میکنم هیچی برام نمیمونه

منم پسر ۱۶ سالم یک دختره ای رندوم تو تلگرام بهم پیام داد گفت اشنا شیم و... بعدش ۱ ماه گذشت بهترین رو ...

وایی منم یه بار دوستم یه پسری رو دیده بود بعد میدونست دوستم من وسر چشم آبی دوست دارم گفتم شمارشو میتونی بگیری و اینا رفیق شده بودن منم کم کم با پسر شروع کردم حرف زدن بعد کراش روش پیدا کردم ولی هردفعه با دوستم قطع ارتباط میکرد میومد پیش من دوستم که باهاش اوکی میشد میرفت منم سر اون هیلی ناراحت شدم و ضربه خوردم از اون موقع سعی کردم وابستگی به اینجور پسرا و کلا پسرا رو از زندگیم حذف کنم

وایی منم یه بار دوستم یه پسری رو دیده بود بعد میدونست دوستم من وسر چشم آبی دوست دارم گفتم شمارشو میت ...

هعی ادم واقعا می مونه میدونی که قرار نیست نتیجه بدی ولی همون حسه که بدونی یکی دوست داره و تو دوستش داری خوبه چی بگم منم کلا سعی کردم نروم سمت این چیزا با اون که از اول نبودم ولی خب یادم میوفته گریه میگیره

از طرفیم روی شرکتیم که بخوام برم گیر میده بابام رشته مورد علاقه من انیمشن و خب اصولا یا صدا سیما بای ...

من خب کارشناسی خوندم بعد ۴ سال دانشگاه هم سریع شروع ب کار کردم اگه میخاستم برم دنبال آرزوهام دقیقا خونوادم نمیذاشتن الان بعد چند سال که کار کردم رفتم دنبال علاقم و رشته ای که دوسش دارم و میکاپ هم کار میکنم

از اول دنبال شغل آزاد بودن و کارای هنری بودن یخورده حمایت میخواد که خیلی ب خانواده بستگی داره من به شخصه نتونستم

البته خدایی همیشه سعی میکنم از دسر دوری کنم و سرم تو کار خودم تو اتاق خودم با کتاب و فلم و سزیال مشغول میکنم در روز کلا یه ناهار و صب شب بابامو ببینم اصلا باهم نه زیاد حرف میزنیم نه چیزی رسما از چشمم افتاده مخصوصا با اتفاقات کتک و کتک کاری کلا به عنوان بابام نمیبینمش خواهر بزرگم بنده خدا برا هر مصاحبه ای مه میرفت گیر میداد به شرکت حالا الان دیکه کار مگه پیدا نیشه انگار میخواد مارو پابسته به خودش نکه داره الان عزا کرفتم برا کار آموزی چیکار کنم

من خب کارشناسی خوندم بعد ۴ سال دانشگاه هم سریع شروع ب کار کردم اگه میخاستم برم دنبال آرزوهام دقیقا خ ...

من مامان خواهرم پشتمن ولی این بابام رسما دردسر هرچند که من واقعا اگه بخواد تو کارم دخالت کنه بیخیال همه چی میشم و جلوش وایمیسم و میدونم قرار بخاطر این موضوع کتک و کتک کاری میشه بدجور

من مامان خواهرم پشتمن ولی این بابام رسما دردسر هرچند که من واقعا اگه بخواد تو کارم دخالت کنه بیخیال ...

همه چیو لازم نیس براش تعریف کنی خب که حساس بشه در کل بجا دعوا سیاست بخرج بده دعوا خیلی انرژی میگیره آدم نمیتونه زندگی کنه

همه چیو لازم نیس براش تعریف کنی خب که حساس بشه در کل بجا دعوا سیاست بخرج بده دعوا خیلی انرژی میگیره ...

راستش بابای من باید همه چی تحت کنترلش باشه حتی برنامه امتحانی و ساعت دقیق رفت آمد باید داشته باشه با اینکه با سرویس میرم میام حتی ساعت خواب و قطعا اگه بفهمه کار آمزی صدا سیما بخوام برم مانعم میشه

راستش بابای من باید همه چی تحت کنترلش باشه حتی برنامه امتحانی و ساعت دقیق رفت آمد باید داشته باشه با ...

پس باید دعوا کنی چاره ای نیس😂

اون میترسه گولت بزنن مختو بزنن شکاکه فک کنم

پس باید دعوا کنی چاره ای نیس😂اون میترسه گولت بزنن مختو بزنن شکاکه فک کنم

میدونی برخلاف اون من معمولا ترجیح میدم تجربه کنم ولی اون همیشه میخواد از خطراتی که حتی وجودم ندارن منو دور کنه و خب من یکم زیادی لجبازم که بخوام به راه دل اون برم و از زندگی هیچی نفهمم

امیدوازم از شرش راحت بشم حداقل این همه عصابم خورد نمیشه


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز