اصلا یه طوریم خستم
نمیدونم خودم خستم، روحم خستس
دلم خستس، خسته از حرفای عمیقی
که تو دلم مونده، خسته از اینکه هیچکس نمیدونه
چه حالی دارم، خسته از دردایی که هر چی جمعشون
میکنم تمومی نداره...
خسته از انتظار،از حال خوبی که هر چی میگردم
پیداش نمی کنم.. خستم انقدر خسته که زورم به
خستگیام نمیرسه
انقدر خستم که دیگه حتی موقعی که یکی بهم توهین میکنه هم با «باشه حق با توعه» جوابشو میدم چون حوصله هیچی رو دیگه ندارم
واقعا خستم :))🫠🫠