سلام 24 سالمه 4 سال با همکلاسیم توی دانشگاه دوست بودیم از اولم به قصد ازدواج
4 سال خون به دل خودم کردم ک بیا خواستگاریم و اونم گریه میکرد بلاخره اومد
روز اول یه گل مسخره گرفتن اومدن با یه شیرینی یه کیلویی مونده
حالا چون من دوستش داشتم پدر و مادرم قبول کردن 1 سال رفته و اومد بدون عقد من بیشعور هر چقدر فحش بهم بدین و لعنتم کنید حقمه ولی لطفا دعا کنید خدا منو ببخشه رابطه کامل داشتم
چند ماه گریه کردم تا راضی شدن نشون بخرن حالا اومدن بله برون
خواهش میکنم بقیه شو میگم راهنماییم بکنید