همیشه ب اینکه مثلا شوهرت از اداره میاد
بعد فگ گن کسی ازت میپرسه شوهرت چ کاره س میگی کارمنده فک کن
وتصور کن
باید قدرت تصور وجذبت رو ببری بالا
من م ی زمانی راهنمایی میخوندم
ازاونموقع دوست داشتم کارمند بشم وبا کارمند ازدواج کنم
دقیقا همینم شد
در حالی ک 99%دوستام میگفتی این شرایط میگفتن امکان نداره
چندتا دوست صمیمیمم ک باز از نظر درسی از من یکم بالاترم بودن حتی گفتن بریم دنبال کار خصوصی تودوره لیسانس گفتم نه من بدمم میاد عین بدبختا
میخونیم کارمند میشیم
وای اینقد جالب شد
الان خودشونم میگن -میگن نرگس هرچی گفت همون شد
فک کن همیشه تصور میکردم شوهرم فارسه چون خودمون ترکیم
دقیقا الان همسرم فارسه وبااون ویژگی هایی ک همیشه ارزوشو داشتم
وهزاران مواردد دیگه بخدا
یا دانشگاهمون جای عالی شهرمون بود
پیاده میرفتم تو کوچه ها میگفتم یعنی میشه خونه منم این مناطق باشه وعاشق اونجا بودم
الان بعد عقد خونه خریدیم دقیقا همون کوچه روبروی دانشگاه همون
دانشگاهمون از تراس خونه مون دیده میشه
یعنی اینور خیابون دانشگاه اونور خونمون
اوف زیاده بگم بخدا