2777
2789
عنوان

میخواهم بدانم

14 بازدید | 0 پست

و من عمیقا دوست دارم که بدانم چرا؟!

به تقاص کدام کار من ، این همه دورویی و دشمنی و بی ارزشی را سزاوار هستم ؟!

چرا هر چقدر گذشته ام را مرور میکنم فقط برخورد مداوم من با زخم هایی است که مسببانشان یکی از یکی آشنا ترند ؟!

آیا من توانایی مقابله با آن ها را نداشتم؟!

چگونه است که هر چه به مرور خاطرات میپردازم بیش از پیش در میابم که تنها بوده ام؟!

من همه ی تلاش خود را برای خشنودی عزیزانم کردم یک نفر فقط به من بگوید که چرا همیشه محکوم به فراموش شدن هستم؟!

به خوبی میدانم که اگر در نا کجا آبادی این جان سراسر غم را تقدیم کنم حتی بعد از مدت ها کسی به نعش پوسیده من سر نخواهد زد!

مگر خانواده ام آن هم از سر مسئولیت و وظیفه شناسی و اگرنه که وجود من هیچ ارتباطی با دلتنگ شدن کسی ندارد!

بله من به خوبی از تمام حقایق تلخ در زمینهی پذیرش تنهایی همیشگی ام آگاهم اما اطمینان دارم که یک چیز را هیچ گاه ندانستم و شاید هم بهتر است بگویم نخواهم دانست!

و آن نادانستنی بزرگ و نا متناهی همان چرای همیشگی است؟!

میدانم که این سوال بی جواب (چرا من ؟!) را با خود به گور خواهم برد .

از بی کفنی زنده مانده ایم!( هدایت عزیز)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792