با دختر همسایمون توی مراسم اشنا شدم و دوست شیم و این هی میومد به خونمون یا من میرفتم خونشون، 28 سالشه منم 21، هر دو مجردیم، این خیلی دختر با زبونیه و هی بهم با حرفایی که میزد حس کردم داره حسودیم رو میکنه، مثلا اینکه حس میکنه از همه چی عقب مونده وقتی منو میبینه که مار میکنم درامد دارم، فلان. یا هی متوجه میشم بین بحثای من و مامانم، طرف مامانم درمیاد و خوردم میکنه. یبار داشتیم خانوادگی میرفتیم برام تخت بگیریم، اینم از اونجا رد میشد و گف باهامون بیاد، توی راه متوجه شدم حرمت بین خودشو بابام رو میشکوند مثلا اهنو قدیمی گذاشته بود و با صدای عشوه گری میخوند، شالشو انداخته بود رو شونه هاش، میگف بابات خیلی خوبه بابای من اینجوری نیست انگار خونه ی ما پادگانه، هی میخندید و بابام شغلشو فلان پرسید اونم با عشوه و صدای نازم جواب میداد و آقا رضا صداش میزد، یعنی داشتم دیوونه میشدم و گفتم دختر یکم سر سنگین باش چپ چپ نگام کرد، دو روز بعد اومد خونمون، مامان داشت چایی میاورد که یهویی این دوستم یچی پرسید که من و مامانم خشکمون زد.... گفت آقا رضا چطوره؟ سلاممو برسون بهش، سرکاره؟ بعد فردای اون روز دیدم بازج شب پاشده اومده دم در از ایفون تصویری نگا کردم دیدم داره اشکاشو پاک میکنه، گریه میکرد ولی صدای تی وی رو خاموش کردمو درو روش باز نکردیم، حتی جواب تماس هاشم ندادیم بعد 5 دیقه رفت، از اون روز دیگه جواب تماس هاشو نمیدم و حتی درو هم وا نمیکنم، مامانمو بیرون دیده بود و مامانم گفته که بود که شیفت شب میرم خونه نیستم
تویی که داری امضامو میخونی ،برای رسیدن هر دوتامون به حاجت هامون دعا کن💞
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
دوری کنین ولی شاید بنده خدا عقده ای شده انقدر بهش توجه نشده تو خونه و پدر تورو مثل پدر خودش دوس داره
اتفاقا خیلی هم ادم پر سر و صداییه زبون بازه، ولی با این کاراش دیدم آدم من نیست، من خودم به حرمت و حیا و احترام خیلی ارزش قائلم خصوصا کنار بابای دوستم من عمو صدا میزنم و حجابمم رعایت میکنم
تویی که داری امضامو میخونی ،برای رسیدن هر دوتامون به حاجت هامون دعا کن💞
بخوام از خودم بگم یکی که تا میاد خوشی کنه پس گردنی میخوره🙃بابابزرگای عزیزم.کی میشه بیام پیشتون و دوباره ببینمتون؟😔بزرگترین درسی که زندگی بهم داد این بود که هیچکی نمیتونه زندگیتو تغییر بده جز خودت!ای کاش میتونستم به گذشته برگردم و به خودم بگم فکر نکن یه مرد میتونه زندگیتو تغییر بده،پاشو زندگیتو بساز!💔هزاردفه مردم تا بتونم زندگی کنم ولی هردفه شکست خوردم.شاید مرگ واقعی بتونه بهم زندگی ببخشه🙂گاهی دلم میخواد بچه دار شم ولی همینکه یادم میفته خودم قربانی بیتجربگی پدر و مادرم شدم پشیمون میشم.دلم نمیخواد این حرفارو پشت سرشون بزنم ولی اینجا مینویسم که یادم بمونه تا وقتی شرایط درستی ندارم بچه دار نشم😔و در نهایت بهم ثابت شد اونم یکی مثل بقیه اس و برخلاف ادعاش آدم خاصی نبود🙂
کاشت ناخن توی اتاقم انجام میدم اینم هی زنگ میزنه که بعد سرکار بیاد، موقعی که بابام از سرکار میاد ولی گفتم که شیفت شب یجای دیگه کار میکنم تا بره پیش یکی دیگه
تویی که داری امضامو میخونی ،برای رسیدن هر دوتامون به حاجت هامون دعا کن💞
خونه اون یکی همسایه هامون هم میرفتیم باهم، متوجه این شدم که این کلا بی حیا هس ولی خانواده من یه ارزش هایی دارن و در آینده ممکنه صدمه ببینم از این رفتاراش
تویی که داری امضامو میخونی ،برای رسیدن هر دوتامون به حاجت هامون دعا کن💞