من از خونواده م دور بودم و شاغل نبودم
دونفر ریخت و پاشم نداشتیم و فقط یه نهار شام درست میکردم... خیلی ذوق کیک و شیرینی پختن داشتم و روزی نبود خونم کیک نباشه...بقیه وقتا هم فیلم میدیم یا کتاب میخوندم
خلاصه که بعد یه مدت اعصابم خیلی حساس شد. دنبال کار گشتم و رفتم یه جا سرکار خیلی حالم بهتر شد