منم ، آن رفته از یادی که روزی چشم هایم را به دنیایی نمی دادی
سلام ای رفته از دستی که میدانم نمی آیی
و می دانم برای من
امیدی رفته بر بادی ❤️🩹
نامیرا🩵 اشعار عاشقانه میگم بدون اینکه طعم عشق رو چشیده باشم ؛ دوستدار ادبیات پارسی☘️ پایه ی بحث های فلسفی و ادبی👌با اعتقادات متفاوت و اندکی سنت شکن💥 اگه ساز سنتی میزنید من قطعا طرفدارتونم🪕 در حد تجربیات و دانشم سعی میکنم مفید واقع بشم🫂 آتشی باشیم برای ققنوس روحمان ؛ این خاکستر را ‹ققنوسی› دیگر در راه است...✨