من سنی ندارم و ۱۷ سالمه و خب همین الان کاربری زدم با بتونم با یکی اینو درمیون بزارم و بفهمم کار درست چیه
ما تو یه شهرستان کوچیک هستیم و من خواهر کوچکتر دارم از خودم
وقتی ۱۱ سال بودم یه روز رفتم سر گوشی بابام و اونموقع میخواستم برم تو گروه مدرسم توی وانساپ تا یچیزی ببینم و بعدش یهو وارد یه واتساپ دیگه شدم یعنی وقتی زدم روی واتساپ بابام انگار یه ورژن دیگه بود و دیدم که با یه خانومی چت کرده دقیق یادم نمیاد چی بود خیلی چیزای عجیبی نبود ولی گفته بود که مثلا از ساعت ۲ به بعد به من پیاپ نده و اونموقع بابام ۲ میومد خونه از سرکار
خلاصه من اینو دیدم و خب واقعا خیلی تعجب کردم و حالم بد شد
و بعد دقت کردم دیدم اون خانومه یکی از فامیلای دورمون
ولی با اینکه دور هستش توی اکثر مهمونی ها ایشون حضور داره چون رابطه نسبتا نزدیکی دارن بقیه فامیل باهاش
بعد مثلا یکی دو سال من دوباره رفتم گوشی بابامو چک کردم و دیدم که با دختر خالش حرف زده ولی خب نه که مثلا حرفای ج... ولی یه حالت عجیبیه هی بهش میگه خانومی و حالشو میپرسه و میگه دلمون تنگشده با اینکه اصلا رابطه ی نزدیکی ندارن مثلا فکر کنم ۳ ۴ سالی هست اصلا خالشو ندیده بابام
یا با یکی از همکاراش هی روز زن و مادر و این چیزارو بهش تبریک میگه و کلا یکم رابطه ی صمیمی ای داره
و خب توی گوشیش عکس زن های لختی هست و من اونارو همون ۱۱ سال اینا دیدم و هنوزم هست
ولی بابام و مامانم رابطه ی خوبی باهم دارن نه که حالا خیلییییی صمیمی ولی باهم اوکین
نمیدونم شما بنظرتون من باید به مامانم بگم اینارو؟یا خیانت حساب نمیشه؟یا اصلا من نباید دخالت کنم
نمیدونم فقط از همون بچگی یه حس دیگه ای به بابام پیدا کردم نمیتونم اونجوری بهش نگاه کنم دیگا
واقعا خیلی زحمت میکشه و تلاش میکنه برای ما ولی خب ..