سلام لطفا میشه تا اخر بخونید
با کسی اشنا شدم یک ماهو نیمی میشه از اینستاگرام
بعد خب خوشم میاد ازش ۱۳،۱۴ سال هم اختلاف سنیمونه که من مشکلی ندارم یعنی تایپم اینجوریه دیگه چه کنم
بعد از این ادم حسابیاس که همه جام پارتی داره و مسافرتاش اونور آبه و ..... خلاصه ب اینا کار ندارم
من کرجم اون خرم اباد
باهم چت کردیم گفت ماهی دو الی سه بار میاد تهران چون خواهرش تهرانه چت کردیم بیشتر خوشم اومد ازش
دیگه نت از وقتی قطع شد من از این خبر نداشتم خودش هم گفت که شماره بده نت قطع شد خبر بگیرم ازت
شماره هم دادم یسری دوهفته پیش گفته بودم میخوام بیام تهران که مشکلی براش پیش اومد نتونست بیاد من گفتم اشکالی نداره مشکلش هم گفت بهم
دوباره یک هفته بعد قطعی نت جمعه لی مه گذشت زنگ زد حرف زدیم اخه میگفتم خبری ازش نیس چرا بعد ک تماس گرفت فهمیدم پسرداییشو هم کشتن یکی از اقوامشون هم گرفتن واسم تعریف کرد بعد گفت اومدم تهران فردا اوکیی بیام بریم بیرون یعنی دیشب گفتم اره اوکی شدی قبلش بم زنگ بزن اطلاع بده
منتظر موندم دیدم خبری نشد من با مامانم خیلی رفیقم هرچی میشه بهش میگم بهترین رفیق و همدم من فقط مادرمه باهاش خیلیییی راحتم
این اقارو من گفتم بهش از اول اطلاع داشت بهش گفتم خبری ازش نشد اسگلم کرده 😐مامانم گفت شاید میخواد صبرتو یا تحملتو امتحان کنه ببینه اگر یکی دوسری اینجوری بکنه یا دوسه سری نیاد ببینه تو میخوای چکار بکنی یا مثلا میخوای بهش بتوپی یا حرف بارش کنی
من گفتم اره امکان داره منم گفتم میتونست زنگ بزنه بگه مشکل پیش اومد نتونستم
بنظر شما میتونه همچین کاری کنه امتحانم کنه؟
اخه گفتم خیلی دخترای ببخشید کولی هستن میخواد ببینه من اونطور نباشم