خیلی تند رفتم بچه ها ؟روم نمیشه بگم پریود بودم عصبی بودم
نامزدم داشت با برادرم راجب عقد حرف میزد تلفنی
و بعدش زنگ زد من پرسیدم چیشد چی گفت هی نمیگفت فقط میگفت بماند منم گفتم باشه هرجور راحتی بعد دیگ گفت برو بخاب درصورتی که اگر خودش بود قسمم میداد باید بگی و خلاصه قط کردیم و خدافزی کردیم بعد زنگ زد دوباره و گفت یعنی تو کنجکاو نیستی منم حرصم گرفته بود تو پی ام اسم هستم اعصاب نداشتم گفتم نه اصن بش فک نمیکنم کلی فکرم درگیر هست که اون برام مهم نیست و فلان بعد گفت تو بگو بجون من کنجکاو نیستی گفتم جون تو کنجکاو نیستم ولی تو دلم بیشتر حرصم از این گرفته بود تا ساعت یک و نیم مونده بودم بیدار تا بهم بگه درکل یچیز خیلی کلی بهم گفت و خوابیدیم الان پشیمونم تند رفتم که گفتم مهم نیست برام