شوهرم صبح رفت به پدر شوهرم سر بزنه مریض شده یه بیماری خاصی داره حواسش هم سرجاش نیست بعد خیلیی به من بد کرده اما چند ماهی انگار پشیمون و با من خوب شده شوهرم پیام داد گفت بابا میخواد بیاد تعجب کردم اخه تازه رفته بود خونشون گفتم چرا گفت میخواد به تو سر بزنه بعد هیچ وقت هم تنها نمیومد همیشه با زنش که نامادری شوهرمه
بیچاره تا اومد یکم نشست یه چایی خورد سریع زن بابای شوهرم پیام داد بابا رو میاری خونه باید قرصش بخوره بخدا که ده دقیقه هم نشده بود خیلییی حرصم گرفت 😑😑😑