2777
2789
عنوان

خیلی حس بدی دارم

181 بازدید | 12 پست

همونی ام که راجب پارتنرم تاپیک زده بودم

از دیروز فقط سه چار دفعه زنگ زد که جواب ندادم

اونم نصفه شب زنگ زد نه توی طول روز

الانم که هیچ خبریش نیست

نمیدونم الان رابطمو باید چیکارکنم واقعن

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چیشده

یه تاپیک دارم زدم با مردی که رفیقاشو ترجیح میده باید چیکارکرد

اونو بخون

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

دعواتون شده؟

اره تاپیک زده بودم واسش

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

یه تاپیک دارم زدم با مردی که رفیقاشو ترجیح میده باید چیکارکرداونو بخون

عزیزم ببین کاملا حست و درک میکنم چون واقعا برای خودم پیش اومده همه چیزای که تجربه کردی ولی مثل من احمق نباش من خیلی بهش فرصت دادم خودشو اصلاح کنه نکرد! سر این موضوع هم منطقی باهاش حرف بزن چون تو و اون شخص وارد رابطه شدید و این که برات وقت نمیزاره خیلی اشتباهه چون وظیفه دو طرف هست که برای هم وقت بزارن و بهم توجه کنن

🌚

عزیزم ببین کاملا حست و درک میکنم چون واقعا برای خودم پیش اومده همه چیزای که تجربه کردی ولی مثل من اح ...


اره درسته

ولی خیلی ناراحتم ازینکه انقد الکی رابطم رفته رو هوا

روز جمعه خب تعطیلیه سرکار که نمیره اون روز

اصلا تو طول روز نه به من زنگ زد نه خبری ازم گرفت

ساعت دوازده شب زنک زد

منم جوابشو ندادم

اصلا واقعا نمیدونم چیکارکنم انقد گریه کردم که خدا میدونه

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

اره درستهولی خیلی ناراحتم ازینکه انقد الکی رابطم رفته رو هواروز جمعه خب تعطیلیه سرکار که نمیره اون ر ...

ببین اینجا چند تا موضوع وجود داره ، یک اینکه بلد نیست واقعا بهت ابراز علاقه کنه از اولش اینجوری بوده و واقعا دوست داره ولی بلد نیست و دو اینکه از سر سرگرمی باهات نزدیک شده و تازگیا این رفتار نشون میده ، سه اینکه از موضوعی دلخوره یا اتفاقی برایش پیش اومده ،

🌚

ببین اینجا چند تا موضوع وجود داره ، یک اینکه بلد نیست واقعا بهت ابراز علاقه کنه از اولش اینجوری بوده ...

نه ما یک ساله باهمیم

خیلیم احساسیه همیشه خوب بوده خیلی کارا هم واسم کرده هزار بار گل گرفته خیلی خیلی کارا

جدیدا عوض شده

نمیدونم واقعا چیشده

اگه بحث دلخوریه بنظرم اون بهونشه که من بد حرف میزنم

چون من واقعا چیز بدی بهش نگفتم

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

نه ما یک ساله باهمیمخیلیم احساسیه همیشه خوب بوده خیلی کارا هم واسم کرده هزار بار گل گرفته خیلی خیلی ...

ببین عزیزم گل گرفتن و کادو گرفتن نمیگم حتما باید باشه ولی تو نباید اونو به دیدگاه ابراز علاقه ببینی درسته واقعا کادو دادن حس خوبی به آدم میده و حس دوست داشته شدن داری ولی باید تو این یک سال که کم مدتی هم نیست قصد و نیتی که باهات رابطه برقرار کرده بفهمی خیلی ساده بخوام بگم از اینکه بیرون باهاش رفتی باید خیلی خوب از طریق صبحت کردن یا دیدن رفتاراش ازش شناخت کسب میکردی حتی اگه هم کم ، بنظرم برو زنگ بزن بهش و ازش بخواه وقت بزار تا صبحت کنید سر این موضوع و تو هم سعی کن خونسردی خودتو حفظ کنی و تا از این بلاتکلیفی که برات پیش اومده درست بشه

🌚

ببین عزیزم گل گرفتن و کادو گرفتن نمیگم حتما باید باشه ولی تو نباید اونو به دیدگاه ابراز علاقه ببینی ...

رفتاراش و کاراش نشون میده دوسم داره مثلا شیفت وامیسه که بعدش بیاد پیشم یا حتی هیچی هم نداشته باشه باز همونو خرج میکنه واسم تا خوشحالم کنه همم دیدن رفتاراشو اما الان این کاراش خیلی جدیده و واقعا نمیدونم چشه

من دیروز صبح باهاش حرف زدم راستش داستان ازین قراره که اقا با رفیقاش بیرون بود دو شب زنگ زد که اره برسم خونه زنگت میزنمو دیگه هیچ خبریش نشد

من از نگرانی و دلشوره مردم گفتم نکنه اینا تصادف کردن یا یچیزی شده اخه سابقه نداشت بهم خبر نده

هیچی خلاصه تا شش و نیم صبح داشتم زنگ میزدم چیزی حدود105 بار

تا صبح هم بیدار بودم از استرس

بعد که خوابم برد طرفای ظهر زنگ زد که اره چخبره براچی انقد زنگ زدی

گفتم چرا خبر ندادی رسیدی

گفت دوست نداشتم زنگت بزنم چون بد حرف میزنی

خلاصه یه سری حرفا که بعدش وسط بحث تا رفتم صحبت کنم تو صورت من گوشیو قط کرد

انقد گریه کردم تا شب هیچ خبریش نشد دیگه طرفای دوازده باز زنگ زد که جواب ندادم

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

اینکه نگرانی تو براش مهم نیست واقعا خیلی ناراحت کننده:) کاملا من درکت میکنم

دورتبگردم..

من هیچوقت برای آدمهای زندگیم حتی برای اونهایی که لیاقتش رو نداشتن کم نذاشتم، من همه تلاشم رو کردم تا اونی که بعدها به گذشته فکر میکنه و حسرت میخوره من نباشم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792