فردا خواستگاریمه مامانم گفت معرف که اومد پیشش وقتی گفت دخترتو میخوام معرفی کنم به پسر برادرشوهرم خالم که پیشش نشسته بود گفت مهسا که نامزد داره بعد معرف گفت اون یکی دخترشو که دیدم اون مجرده خالم گفته بود عه حواسم نبود
حالا امشب به خالم گفتم مگه مامانم ففط مهسا دخترشه که اینو گفتی گفت اول گفت مهسا که بعد مامانم اشاره کرد حرفو پیچوند گفت حواسم نیست نمیدونم خوشم نیومد نا راحتم