دوستان استرس دارم
من سر کار میرم اونجا مدیرعامل مون از من خوشش اومده
ازدواج نکرده مجرده
خیلی هم زحمت کشه یعنی من در جریان کارا و ماموریتاش هستم
اینقدر پی پول درآوردن و تمرکزش رو کارشه
مرد قدرتمند و حریف زندگی هست
کلی هم موفقه
شرایط کارش طوریه ک ۳تا شعبه داریم تو چند تا شهر باید تو ماه تقسیم کنه ک همشو بره
میگه دنبال همسری هستم همکار باشیم و هم رشته
ک همراه خودم باشه بریم ماموریت
برام جذابه حس قدرت میده از لحاظ مالی هم اوکیه...محترم و خوش برخورده
۱۲سال اختلاف سنی داریم...
من خودم اختلاف سنی بالای ۸ تا ۱۰،۱۱دوست داشتم
نمیدونم چیکار کنم
چند روز پیش تلفنی حرف میزد میگف خانم فلانی من
خیلی وقته میخوام بگم بهتون یچیز رو
تنهایی واقعا سخته
نمیدونم از کجا شروع کنم
یکشنبه میام باهم حرف بزنیم
میخواد درمورد ازدواج حرف بزنه
به همکار خانمم هم گفته ،کلا خیلی به من توجه میکنه محیط کار
نمیدونم چیکار کنم چی بگم
از یه طرفی میترسم به خانوادم بگم
محیط کار این مسئله پیش اومده
من کارمند معمولی نیستم و ناظر فنی شرکت هستم