با خانوادم دعوام شد سر اینکه سه هفته اس تو خونه زندانی ام آفتاب بهم نخورده و اینا گفتم ببرینم بیرون هی میگفتن نه و اینا بابام اخر گرفت منو انقدر زد منم از عصبانیت همه چی پرت کردم تو تلویزیون پودر شد اینا انقدر میشنستن پای تلویزیون یادشون رفته بود بچه دارن دیگه تلویزیونم نداریم 80 میلیون رفت هوا