یکبار که پدر مادرم خونه نبودن نامزدمو دعوت کردم خونمون
شلوار نیورده بود ، یکی از شلوار های بابام رو پوشید
موقع برگشتن حواسش نبود شلوار بابام رو با خودش برد خونش
هیچی دیگه بابام تا چند وقت دنبال شلوارش میگشت😂
الان ازدواج کردیم البته
من پناهم🥕۲۵ سالمه .نویسنده ، نوازنده و دوبلورم🎼🎹🎙️زندگیِ من بدون ورزش و هنر معنی نداره🎨🏊🤸زبان فرانسوی پنجره ای به سمت هنر و زیبایی برام باز کرد📚✨موهامو از رویاهای ان شرلی قرض گرفتم چون دنیا با موهای آتیشی، شاعرانهتره🥕