منم ظاهری شباهت خیلی زیادی به مرحوم آزاده نامداری دارم
و حجابم همیشه مانتو عبایی و روسری قواره دار و چادر عربی دارم از ۹سالگی اینطور بودم تاالان
خلاصه منو زنداداش این پسرداییم خیلی باهم رابطه خوبی داریم،درسته۱۵سال ازم بزرگتره اما ی دوست خوبه واسم و در جریان عشق برادرشوهرش به من و جواب منفی و قاطع من بود
پارسال همین عروس داییم دخترش ازدواج کرد و مراسم ازدواجش رو شهرستان گرفتن(عروس داییم شهرستانی هست و دخترش با فامیل مادریش ازدواج کرده)و همه ما دعوت شدیم شهرستان
تو جاده پدرم حوصله رانندگی نداره و من رانندگی میکردم فاصله تقریبا۶ساعت بود و این وسط چقدر پسرداییم تابلوبازی درآورد و مدام پشت ماشین ما بود و چندبار همه ایستادیم تا میوه یا چای بخوریم علنی میگفت اگر خسته شدید بیشتر استراحت کنیم
و همه میدونستن مخاطب اصلیش منم
حدود۱۰ ماشین بودیم