حالا سلولی رو مثال زدم
مثلا کلا یه جور دیگه بشه آدم
قبلا هم گفتم تغییر خیلی سخته . مرحله سختیه . کاری هست بتونیم انجام بدیم که تغییر راحت تر بشه واسمون
مثلا پشت هم اتفاقات سخت و دردناک میفته وقتی میخواهیم تغییر کنیم
خودم تصمیم گرفتم نماز صبح قضا نشه. با اینکه سالها نماز ظهر و شب سر وقت میخوندم ناگهان در نماز های ظهر و شبم کاهل شدم . حتی گاهی قضا میشد
یا اتفاقات و دعوا تو خونه پیش میومد ک منو از راه خدا دلسرد کنه
یک چیزی میخوام که تو پروسه پیشرفت در راه خدا بهم کمک بده