من چند ساله متاهلم و یه بچه شش ماهه دارم
از وقتی با این اقا بودم همه چی اوکی بود تا زمانی که باهاش رفتم زیر یک سقف
تا زمانی که دونفر بودیم خانوادش بهم گیر دادخودش نه و جواب اونارم نمیداد
هرجور اذیتی بگی شدم از طرف خانوادش و این آقا انگار نه انگار که دارن با زنش همچین رفتارهایی میکنن
الان بچه دار شدم دوباره از طرف خانوادش بی حرمتی میشه ولی به خاطر بچم تحمل میکنم
ولی واقعا دیگه سخت شده
تنهایی دارم بچه بزرگمیکنم شوهرم به غیر پول درآوردن وخرج کردن هیچکمکی نمیکنه
دوروزه به خاطر واکسنش نه غذا خوردم نه خوابیدم ولی طرف هم میخوابه هم میخوره عین خیالشم نیس
اینم بگم به خاطر اصرارهای خودش بچه دار شدیم
به خاطر آینده بچه هم طلاق نمیخوام
چیکار کنم به نظرتون