مادر شوهرم کلا اخلاقش با همه خوبه خودشو اروم نشون میده همه میگن وای چه مادر شوهری داری قدرشو بدون پیش فامیلامم همش میگه عروسم مثل دخترمه و فلان چقدرررر دوسش دارم
ولی همش تو کارام دخالت میکنه از لباس پوشیدنم بگیر تا مسائل شخصی
مثلا چند بار به من میگفت چادر بپوش یا لباس بلند(ادم با حجابی نیستم تو روستای خودشون منظورمه) بپوش بعد شوهرم میگفت لباسش خوبه نیازی نیست بازم بیخیال نمیشد و حرف خودشو میزد بعد به دخترای خودش میگه که هر چی بپوشن چه اشکالی داره
یا چند وقت پیش رفتم خونش خواهر شوهرم و خاله شوهرمم اونجا بودن ما که شهر دیگه زندگی میکنیم و ده ساعت راه رفتیم و خسته بودیم ، بعد شام خوردیم کمکشون جمع کردم خواهر شوهرم میخاست ظرف بشوره گفتم بیام کمکت گفت نه منم دیگه میخاستم برم بشینم یهو مادر شوهرم گفت بزار مهسا بشوره(من و گفت) تو حامله ای نمیتونی سرپا بمونی بعد خاله شوهرم امد گفت بزار من بشوم بعد هی میگفت نه توهم بشین مهسا بشوره منم محل نزاشتم ی تعارف الکی کردم بعدشم رفتم نشستم ،
روز بعدشم هی میگفت شام چی درست کنم براتون گفتم فرق نداره اونم گفت باشه برنج میزارم بعد رفت برنج خیسوند گفت گزاشتم اینجا بعد خودت درست کن😐
ـ
وقتی هم که میرم خونش خود به خو به همه چی گیر میده مثلا نشستم الکی میاد میگه چته 😐
یا مثلا ی شب که اونجا بودم رفتم دسشویی نصف شب ، دسشویی تو حیاط و من از در اتاق رفتم بیرون بعد که خاستم برگردم یهو امد تو پنجره گفت چته مگه گفتم رفتم دسشویی قرار چی باشه😐
دو روز دیر یا زود بهش زنگ بزنم یا هر کاری انجام بدم سریع زنگ میزنه به خالم و گذارش میده 😂
من که حس میکنم نرمال نیست این ادم 😐