یادمه قبل از تو همه جا تاریک بود... تموم راهها بیراهه بودن و هیچ شوقی بین قلبم نفس نمیکشید، دنیا یه تکرار آزاردهنده بود... اما میدونی؟ من یادم رفته بود که زندگی چقدر میتونه غافلگیر کننده باشه! حواسم ولی میچرخید پی تلخیهاش که تو اومدی و رنگ پاشیدی به دنیای خاکستری من، نور شدی برای تاریکیها و تموم گره های کور بیراهههارو باز کردی تو اومدی تا رویاها خشت به خشت فردامون رو بسازن تو اومدی و معنا شدی برای زندگی من🤍✨