بچه ها من احساس میکنم اگه با ادمی که عمیقا عاشقشم ازدواج کنم خیلی کم دیگه میرم خونه بابام چون همش با اون مشغولم و واقعا درک نمیکنم اوناییو که تازه عروسن و باز همش خونه باباشونن
خونه و زندگی و بچه ها مسوولیت داره آنقدر کار هست توی خونه برای انجام دادن و فارغ از اونها خلوت با خود داشتن وحفظ زندگی و بودن داخل زندگی خود و بهرحال بیشتر باید توی خونه و زندگی خودش باشه آدم، و پدر مادر هم زندگی خودشونو دارن.و اینکه باعث پیش اومدن حرف و...هم ممکنه بشه. من که اصلا دوست ندارم. آدم باید مرز داشته باشه برای هر چیزی و تربیت بچه ها بنظرم بهتر میشه
خدا حفظشون کنه خدا خیرشون بده اینجور ادمارو من مادرشوهرم واقعا حسوده میگه من هنوز نمیتونم با شوهرم دوکلمه خوب حرف بزنم وای چرا پسرم ترو کتک نمیزنه کلا موش میدوونه ک شوهرم بیاد کتکم بزنه و رابطمونو خراب کنه ب تفریح رفتن خوشی کردن مسافرت چ میدونم مهمون دعوت کردن همه چی کار داره جدیدا حتی ب غذا و خوراکیم کار داره امیدوارم کارما پس بده
هرچیزی رو در حد تعادل داشته باش.بیش از اندازه به همسر نچسب نتیجه عکس میده.همون طور که همشپلاس بودن خونه پدر خوب نیست.خودم عاشق همسرمم،هرچقدر سرت گرم زندگیت شد همیشه یه زمانی برای پدر و مادرت خالی کن عزیزم
تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم
من دوربرم زیاد دیدم. ینی همه اونایی ک باعشق ازدواج کردن الان از طرفشون متنفرن. من هم شاهد عشقشون بودم هم نفرتشون.. ب نظرم حداقل ما ایرانیا حالا همه نه ،ولی خیلیامون فقط عاشق شدنو بلدیم عشق مراقبت میخواد و ما اونو بلد نیستیم فکرمیکنیم همینکه ب دستش بیاریم دیگ کار تمومه بعدشو دیگ میسپاریم ب هرچه بادا باد.... یه دفه ب خودمون میایم میبینیم عه من دیگ چرا اینو نمیخام.. این مسئله فوبیای خودمم هست... همیشه ازش میترسم اما اینم میدونم کوچکترین حرفا کارها و حرکات توی رابطه مهمه ینی ما میگیم ولش کن مهم نیست ولی هست خیلی هم هست
همیشه اینجوری بمونین.فقط بدون بعد ازدواجم برای کسی دوستداری باید تلاش کنی فکر نکن ازدواج کردین هرچی هم بشه و هرجور باشی همسرت عاشقت میمونهوگرنه هیچ وقت عادی نمیشه من هنوزم منتظرم شب بشه همسرم بیاد خونه
تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم
من دوربرم زیاد دیدم. ینی همه اونایی ک باعشق ازدواج کردن الان از طرفشون متنفرن. من هم شاهد عشقشون بود ...
نه من ندیدم خیلی کم دیدم لابد اول عاشق شدن بعد به شناخت رسیدن.معیتر ازدواج شناخته. اول شناخته که باعث ایجاد دوست داشتن و عشق میشه به مرور زمان عمیق تر میشه نه اینکه هوسی باشه که از سرشون بپره! اونا بی شناخت بوده