الان زنگ برم بیرون گفتم نیازی نیست وقتی نیست کادوش پس بدم ببینمش دیگه فهمیدم تصادفم کرده هیچی نگفتم مدام تا برسه اینجا بهم زنگ میزد جواب نمیدادم گفت بیا بیرون گفتم برو تنها خواستم ازت همینه باز باید عذاب وجدان اینکه اون داشت میومد پیشم و تصادف کرد بکشم یا نه؟
الانم برگشت گفت بخاطر تو تصادف کردم اومدم اینجا منم گفتم تنها خواستم اینه ک بری حتی نرفتم ببینمش گفتم برو گفت اخرین خواستته گفتم اره حتی اصلا نپرسیدم بد تصادف کرده یا نه شانسم چقدر قهوه اییییییی