بچه که بودم فکر میکردم بزرگ میشم ، درس میخونم ، عروس میشم .
بزرگ شدم غرق شدم تو مشکلات ، درس مورد علاقه مو نتونستم بخونم ، عروس نشدم .
هیچوقت فکر نمیکردم تو این سن اینهمه دغدغه داشته باشم💔 انتظار داشتم الان درگیر درس مورد علاقم با یه زندگی پر از عشق❤️🩹
انقدرررر غرق درد و مشکلم حتی توان توضیح دادنم ندارم💔😭
این زندگی که من دارم هیچکدوم ذره ای شبیه رویای بچگی من نیست💔 همه چی به اجباره💔😭
تو اون روزای سخت انقدر درگیر استرس و اضطراب و ترس و وحشت و حال بد بودم یه آغوش امن برای آروم شدن نبود (خودمو به آغوش گرفتم و با آرامبخش و خواب آور به خواب رفتم تا دور شم از اونهمه هیاهو)
ما دهه هشتادیا فقط اسممون جوونه این زمانه ، روح هممون یه پیره فرسوده اس💔 ما نمیخوایم روزای خوب بیاد ما همین الان که جوون بودیم میخواستیم ببینیم روزای خوبو 😭❤️🩹
{درد آدمو بی حس میکنه
روح آدمو میکشه
ذوق آدمو کور می کنه
قلب آدمو سنگ میکنه
آدمو پیر میکنه}
۱۴۰۴/۱۰/۲۵ روزای سخت بری دیگه برنگردی 💔