دفتر ما طبقه ۵مه،ساختمون بغلی ما طبقه دومش همیشه یکی میومد تو تراس و پیکنیکو روشن میکرد و شروع میکرد کشیدن،یه روز یه تخم مرغ برداشتم از بالا گفتم بزنم بساطشو جمع کنه،قشنگ خورد تو سرش 🙂 کلا دفتر رو هوا😂 تا چند روز بالا رو نگاه میکرد ببینه کدوم واحدا بش زدن،بعد اون دیگه ندیدیم بکشه
🙂
آقا هستم،کاربری دست دونفره ،روزا خودمم،شبا خودشم🙂🙂