اون تاپیکی که زدی واست سو تفاهم شد عزیزم
من واقعا تجربه خودم رو گفتم
پدر شوهر خودم صد سال عمر کرد اوت زمان انقدر ارزونی بود کسی کار اداری و اینا نمیرفت تو شهر ما
اکثرا کشاورز بودن و خیلی دارا
ولی پدر شوهر من فقط به فکر خودش بود ده تام بچه آورد هیچ سختی به خودشم نداد ولی موقع بچه هاش گرونی شد بچه هاش با جون کندن دارن زندگی میکنن والا دخترا جون کندن کار کردن جهاز ساده گرفتن پسرل که نگم داغونن
ولی خودش تا لحظه اخر که صد سالش بود سر پا بود
من ایشون رو گفتم اون تو ذهنم اومد شما فکر کردی تیکه میندازم
شوهر خاله و دایی های خودم با پدرشوهرم هم دوره هستن ولی الان خیلی وضعشون توپه