بچه ها شوهرخواهرم همیشه خیلی خوب بود چند روز قبل دعواشون میشه توی دعوا به خواهرم گفته برو بیرون از خونه ی من. خواهرم یک هفته رفته رشت خونه ی مادربزرگم. این مردک اصلا ازش نپرسیده کجایی این مدت. ما هم نمیدونستیم. به هیچکس نگفتن. بعد از یک هفته مردک رفته دنبالش و خواهرم برگشته خونش. الان ولی حال روحیش بده. میگه چون یبار گفته برو بیرون دیگه این خونه و این زندگی رو متعلق به خودم نمیدونم. الان عذرخواهی کرده ولی سرسری . خواهرم همش میگه نمیدونم چیکار کنم بمونم یا جدا بشم