امروز هفتمین روزیه که ازش بیخبرم. هیچ راه ارتباطی برامون نمونده. این یک هفته رو فقط با قرص اضطراب و حال بدمو کنترل کردم. منی که ماهها بود هیچ قرصی نخورده بودم. حالم خیلی بده. انقد گریه کردم جونی برام نمونده. از تمام دوستامم بیخبرم. روزا سرمو با درس گرم میکنم؛ ولی شبا غم دنیا میاد توی دلم. ببخشید جایی نبود اینا رو بگم.