من چند وقته متوجه شدم که توی زندگیم امیدی برای تلاش ندارم. دلم اشتیاق زندگی می خواد. دلم خودانگیختگی برای کار و تلاش می خواد. انگیزه برای تا ساعت دو نیمه شب کار کردن. خدا می دونه به اینایی که با انگیزه و تمرکز کار می کنند و شب ها موقع خواب به بهتر شدن کارشون فکر می کنند چقدر حسودیم میشه. من دلم می خواد یکی از اینا باشم. فکر کنم فقط این ها هستند که هرگز حسرت گذر عمر ندارند و پیری خوبی خواهند داشت و زیبا می میرند😔
به نظرتون چکار کنم ؟این گوشی لامصب رو پرت کنم کنار برم به زندگیم برسم
الان نت ملی هست من چه مرگمه چرا کارام رو انجام نمیدم دنبال وقت سوزوندنم