دخترم دو ماه دیگه دو سالش میشه..شدیدا از صدای بلند صدای ماشین موتور سرفه خنده ی بلند کلا هرگونه حرکت سریع و صدای بلند و ناگهانی میترسه جوری که شروع به گریه کردن میکنه..میخواستم بدونم کسی هست که اونم بچه ش اینطوری باشه؟؟خوب شده؟
رفتنی میرود و امدنی می آید..شدنی میشود و غصه به ما میماند..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ما عطسه میکنیم بعدش صدبار باسد توضیح بدیم این عطسه بود دعوا نبود دلقک بازی در بیارم وگرنه بچم حسابی میترسه بخاطر اینه ک راه دوریم خودمونم کلا بلند حرف نمیزنیم ببرش جاهای شلوغ کم کم بهتر میشه
مادر از مرگ نمیترسد...تنها نگرانی یک مادر این است که فرزندش را در دنیایی تنها بگذارد که هیچکس مانند او دوستش نخواهد داشت.
اره بچه های نارس چون زودتر از محیط رحم مادرشون خارج شدن به صداها دیر عادت میکنن باید یواش یواش عادت کنه .بچه یکی از فامیلانون اگه کسی بلند حرف میزد غش میکرد از ترس نارس بود .اروم اروم خوب شد
از سخنان پیامبر : هر جا که بدکاران حکمروا باشند و نابخردان را گرامی بدارند، باید منتظر بلایی بود .
ما عطسه میکنیم بعدش صدبار باسد توضیح بدیم این عطسه بود دعوا نبود دلقک بازی در بیارم وگرنه بچم حسابی ...
ما هم توضیح میدیم که مثلا فلانی سرفه کرد یا عطسه کرد..یا مثلا صدای موتوره مامانی..منم تقریبا با کسی رفت و امد چندانی ندارم..خونمون هم همیشه ارومه..فقط من و باباش و میبینه...پارک میبرم ولی اونجا هم از بدو بدو کردن بچه های دیگه میترسه
رفتنی میرود و امدنی می آید..شدنی میشود و غصه به ما میماند..
اره بچه های نارس چون زودتر از محیط رحم مادرشون خارج شدن به صداها دیر عادت میکنن باید یواش یواش عادت ...
خدا خیرت بده..یه کم اروم شدم..خیلی ناراحت میشم وقتی اینجوری میکنه..شدیدا هم به من وابسته س..یعنی حتی تحمل یک دقیقه دوری منو نداره..خیلی سخت میشه واسه من..نه میتونم پیش کسی بذارم نه میتونم دو کلمه با کسی اختلات کنم
رفتنی میرود و امدنی می آید..شدنی میشود و غصه به ما میماند..
ما هم توضیح میدیم که مثلا فلانی سرفه کرد یا عطسه کرد..یا مثلا صدای موتوره مامانی..منم تقریبا با کسی ...
نگران نباش اینا فقط مال سکوت خونس من زیاد مسجد امامزاده میبرمش ازادش میزارم بره همه جا کنجکاوی کنه از دور مراقبشم الان دیگه نمیترسه فقط اگ کسی داد بزنه قیافش یادش میمونه دوباره ببینه طرفه میزنه زیرگریه 8 ماهشه
مادر از مرگ نمیترسد...تنها نگرانی یک مادر این است که فرزندش را در دنیایی تنها بگذارد که هیچکس مانند او دوستش نخواهد داشت.