به سقف خیره شدن های قبل خواب بس است
بخواب ،فکر و خیالات بی حساب بس است
مرا به عالم و آدم چکار ،؟ تا غم هست
اگر منم که مرا این رفیق ناب بس است
سکوت پاسخ اظهار عشق من به تو بود
مرا که اهل سخن هستم این جواب بس است
پی تو بودنم و دورتر شدن تا کی
دویدن و نرسیدن به این سراب بس است
میان برزخ وصل و فراق نگذارم
بیا و یکسره کن کار را ،عذاب بس است