یا کنج قفس یا مرگ این بخت کبوترهاست
دنیا پل باریکی بین بد و بدتر هاست
هر طور دلم میخواست آینده جلو میرفت
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
ای آیه ی تنهایی ای سوره مایوسم
هر قدر خدا باشی من دست نمیبوسم
نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی بستند دهانم را